خرید بک لینک
کوچه به کوچه قدم میزد تا خود را به خانه برساند. در کوچه باریکی پیرزنی را دید که گوشهای نشسته و گریه می کند .از کنار او گذشت اما دلش طاقت نیاورد . و به چند قدمی او که رسید صدا زد و گفت: مادر چه شده است؟ چه چیز تو را ناراحت کرده است؟ آیا کمکی از من ساخته است؟پیرزن گفت: هم اکنون پیامبر صلی الله علیه و آله از کوچه عبور می کردند. وقتی به من رسیدند،فرمودند:پیرزن ها به بهشت نمیروند. بلال متحیر شد و چیزی نگفت . سرش را پایین انداخت و در فکر فرو رفت و پیرزن را ترک کرد و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و عرض کرد :ای رسول خداصلی الله علیه و آله ناراحتی پیرزنی که به او فرموداید پیرزنها به بهشت نمیروند،مرا را غمگین کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:


برچسب: نویسنده: dokhtar تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت: 18:29

صفحه بندی