خرید بک لینک
نمیدونم چجوری تربیت شدم


ولی خوب میدونم که تحمل حرف زور رو ندارم


این 100 بار


نمیتونم ببینم حقم داره ضایع میشه


خب سخته واسم ، چیکار کنم


حالا هی بگن ، نکن ، بده


هی میگن تو عصبی هستی ، نمیشه بات حرف زد


خب مث ادم حرف بزنن که مث آدم جوابشونو بدم


انگار ارث پدرشونو از آدم میخوان


خب آدم داغ میکنه دیگه


بعضی ها هم هستن میگن اگه حقتو خوردن اشکال نداره ، بزار واسه اون دنیا یه چیزی داشته باشی ، اون دنیا ازشون بگیر


خب وقتی میتونم همینجا حقمو بگیرم چرا بزارم واسه اون دنیا


تو بگو 50 تومن پول زور ، عمرآ اگه بدم


حالا بگو یارو پول نیاز داره ، هرچقدر بتونم بهش میدم ، اگرم پس نداد فدا سرش


ولی مثل اینکه از این به بعد باید با نامردیو حق خوری عادت کنم


سر تا پاش 2 ریال نمی ارزه ، اونوخ واسه ی امضا قیافه میگیره


ای خدا اون میزی یه جوری بکوب تو سرش که در جا مفقودالاثر بشه


فک کنم از این به بعد وقتی حقمو ضایع میکنن باید ازشون تشکر هم بکنم




+خدا هم تازگیا خیلی باحال شده ها


داشتم میرفتم نونوایی ، 50 متر مونده بود برسم ، هیش کسم نبود


پیش خودم گفتم ای جان ، هیشکی نیس . نفر اولم


یهو دیدم از زمینو زمان آدم ظاهر میشه


2 تا ماشین ، 1 موتور ، 3 تا عابر پیاده ، اصن نمیدونم چجوری اینا پیداشون شد



همه بدو بدو رفتن تو صف


همونجا وایسادم ، به آسمون نگاه کردم ، گفتم خدا...


خیلی باحالی


دمت گرم


سرمو انداختم پایین دیدم همشون دارن پراکنده میشن


اصن نمیدونم چی شد


فقط تو دلم گفتم ، خدا خیلی باحالی ، دمت گرم


شما شاهد باشینا ، خودش سر شوخی رو باز کرد


ولی جاتون خالی ، مسخره خاصو عام شدم ، چون همش داشتم لبخند میزدم که معنی این کارش چی بوده



+ خدا ...

اینجا اگه گناه نکنی میگن یارو اُمُلِه


خودت مواظبم باش


میدونم خراب کردم


ولی ...


اینجا به بعدش با تو


دیدن بعضی از صحنه ها جنبه میخواد


من جنبشو ندارم


جون عزیزت بیخیال


بزار تو دنیای خودم خوش باشم



برچسب: نویسنده: dokhtar تاريخ: پنجشنبه 18 مهر 1392 ساعت: 19:52

صفحه بندی