هرگز فراموش نمی کنم ...
توهم شاهد این صحنه بودی !!!

کارتان مگر چقدر سخت است که می نالید....

اینها هم انسانند ، بخدا برادرشان را دوست دارند..

خانه ای که در آن زندگی می کنید از اینجا بد تر است....

اینقدر فقیر نشدید که برای زنده ماندن به پای کسی بیوفتید...

ما انسانیم و این عکاس هم انسان است.....

تا به حال روی سرتان خانه تان را که خراب نکرده اند؟؟؟

شاید اینها برای غذایی صف ایستاده اند که اگر شبی جلوی ما باشد حتی دوست نداریم به آن نگاه کنیم،روز و
شبهایی بوده که حاضر بودیم گرسنه بمانیم ولی هر غذایی را نخوریم چون دل خوشیم وعده بعدی بخاطر
ناراحتیمان غذایی دوست داشنی داریم ولی اینها هم می توانند اینطور باشند...

بخدا قسم دیگر از گرسنگی که تلف نشدید....

دستهایتان را به سوی خدا بگیرید به خاطر نعماتش شکر کنید و به حق این عزیزان دعا کنید هر چه زود تر عزیز
فاطمه بیاید و تمام دنیا از برکت وجودش زیبا ترین زندگی را داشته باشند....
برچسب:
نویسنده: dokhtar