خرید بک لینک

واحد كودك و نوجوان انتشارات همشهری مجموعه ای دارد به اسم "مداد آبی" كه يكی دو هفته ای ست كتابی منتشر كرده با عنوان ماجراجویی در سرزمين گاوچران ها. اين كتاب را اسفند سال نود ترجمه كرده بودم.

ماجرای كتاب برمی گردد به عكاسی كه عاشق دوربينش است و در جريان سفری برای عكاسی، دوربينش دزديده می شود. عكاس برای پيدا كردن دوربينش مجبور است سايه به سايه راهزن هایی را كه دوربينش را دزديده اند، تعقيب كند و به همين خاطر پايش به ماجراهای عجيب و غريبی مثل پيدا كردن گنج، سرقت مسلحانه از بانك، مسابقات بوكس و... باز می شود...

در كنار داستان جذابی كه اين كتاب دارد، نبايد از تصويرهای منحصر به فرد و شلوغ و پرماجرای ادلچی گالونی گذشت كه جذابيت كتاب را دوچندان كرده است.

قسمتی از كتاب:

مسافرت تقريبن بيهيچ حادثهاي تمام شد. البته تيراندازي هم بهشان شد. آنها هم مجبور شدند از دستِ صدها تيري كه سرخپوستها سمتِشان پرتاب كرده بودند، فرار كنند. يك خرس عصباني هم بِهشان حمله كرد و سه يا چهار زمينلرزه را هم از سر گذراندند. اما بالاخره هرطور بود رسيدند ددوود.

جاناتان گفت: «حالا، ميريم طلاها رو بذاريم بانك، بعدم بريم يه مغازهxad گلويي تازه كنيم. از پونزده سالگيم تا همين الان نوشيدني خنك نخوردم.»

همهي آدمهاي ددوود را ميxadشد توي آن مغازه پيدا كرد، جز كلانتر و خانمهاي آبرومند. ياغيها با نقشهxadي رسيدن به پولهاي سرسامآور، گاودزدها، تيراندازهاي درجه يك، عربدهxadكِشxadهاي سنگدل، قاچاقچيهاي اسلحه، سرخپوستهاي قلابي و كابويها. توي مغازه همهجور آدمي ديده ميشد؛ راستش را بخواهيد، از راني حقهبازِ دغل و زبل بگيريد تا بيل بوفالوئه، كه تازه رسيده بود و داشت طبق معمول خالي ميxadبست براي هر كس و ناكَسي كه گوش ميداد.

به رفقايش ميگفت: «شنيدم يه گله گاوِ وحشي اين دور و بَرهاست. مطمئن باشين پوست تنشونُ ميكَنم!»

از اول صبحِ روز بعد، جمعيت داشت كمxadكم توي ددوود جمع ميشد. مردم از تمام بخشها هجوم ميآوردند، لابهلايشان پُر بود از آدمهايي با قد و قوارهxadهاي غير معمولي كه هفتتير يا بطري گرفته بودند دستxadشان و بازوهايشان را نشان جمعيت ميدادند و ميخواستند دعوا راه بياندازند.

دليل اين شور و هيجان چيزي نبود جز...



پ. ن: تشكر می كنم از محمد فدايی برای معرفی و سفارش ترجمه ی اين كتاب به من، حسين دهقان برای پی گيری انتشارش و كامران محمدی برای بيرون كشيدن اين كتاب از چاپ خانه.



برچسب: نویسنده: dokhtar تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:22

صفحه بندی