خرید بک لینک

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";}

بسم رب الشهداء و الصالحین

"از فرمايشات مولای متقیان، امام علي (ع) : انديشه ماية رشد و کمال است و غفلت موجب گمراهي"

در دومین نشستی که با حضورحجت الاسلام و المسلمین مرتضی عباسی، مسئول محترم معاونت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران، و اعضای کانون نقد و بررسی اندیشه ها برگزار شد، در ابتدا یکی از اعضاء کانون، به توضیحاتی از صفحات اولیه جلد چهارم مجموعه "مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی" با عنوان "انسان در قرآن" پرداخت، سپس، سؤالاتی مطرح شد و در خاتمه نیز سوالات جلسه پیشین مورد بحث و بررسی قرار گرفتند:

بطور کلی، جلد چهارم مجموعه "مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی"، با عنوان "انسان در قرآن"، شامل دو بخش کلیِ "انسان در جهان بینی اسلامی" (صفحه 52-7) و "آگاهی های انسان" (82-53) می باشد که هر فصل به صورت جامع، به شرح موضوعات مختلفی پرداخته است. نظر به اهمیت موضوع، پس از اتمام جلد اول این مجموعه با عنوان "انسان و ایمان"، دومین جلسه از سلسله جلسات اعضاء کانون در سال تحصیلی جدید، به بررسی و نگرشی بر جلد چهارم این مجموعه شش جلدی در پردیس اختصاص داده شد:

در بخش اول این کتاب، به انسان از ديدگاه اسلام و قرآن پرداخته می شود و عنوان می شود که انسان در اسلام و از ديدگاه اسلام تنها يك حيوان راست قامه كه راه مي رود و سخن مي گويد نيست، بلکه اين موجود ژرفتر و مرموزتر از آن است كه بتوان با چند كلمه تعريف كرد. از نظر قرآن، انسان، موجودي است كه توانايي تسخير جهان را دارد: از یکسو، در قرآن کریم خداوند متعال عالی ترین مدح ها را برای انسان برمی گزیند بطوری که انسان حتی می تواند فرشتگان را به خدمت خود در آورد (به تعبیری از او بعنوان احسن الخالقین یاد می شود) و از سوی دیگر، مي تواند با انجام اعمال ناشایست به اسفل السالفين سقوط كند. درحقیقت، سرنوشت نهايي انسان بسته به خود اوست. سخن خود را در این باره با ارزش های انسان شروع می کنیم.

بطور کلی، متفکر شهید استاد مطهری، در قسمت های ابتدایی این کتاب ارزش هاي انسان را از دیدگاه قرآن به 14 بخش مجزا تفکیک می کنند که بصورت خلاصه در ذیل آورده شده است:

1. انسان خليفه خدا در زمين است (برگرفته از آيات 358 سوره بقره و 165 انعام).

2. بالا بودن ظرفيت علمي انسان از سایر مخلوقات گیتی (آيه 33-31 سوره بقره).

3. انسان، فطرتي خدادوست و خداشناس دارد و درعمق وجودی خود به آن آگاهی دارد؛ فلذا همه انكارها و ترديدها، در حقیقت، بيماري ها و انحراف هايي است از سرشت اصلي انسان (آيه 172 سوره اعراف و43 سوره روم).

4. انسان تركيبي است از عنصر ماده (که در جماد، گیاه و حیوان وجود دارد) و عنصر ملکوتی و الهی. بعبارت دیگر، انسان تركيبي است از جسم و جان، ماده و معنی، طبیعت و ماوراءالبیعت (آیه 9-7 سوره الم-سجده).

5. آفرينش انسان تصادفي نيست، بلکه انسان موجودي انتخاب شده و برگزيده است (آيه 121 سوره طه).

6. شخصيت انسان مستقل و آزاد است. انسان امانت دار خداوند است. رسالت و مسئوليت دارد، از او خواسته شده كه با انتخاب خود يكي از راه هاي سعادت و شقاوت را اختيار كند (سوره احزاب، آيه 72).

7. انسان از يك كرامت ذاتي و شرافت ذاتي برخوردار است و زماني خويشتن واقعي خود را درك و احساس مي كند كه اين كرامت و شرافت را درك كرده باشد (سوره دهر، ایه 2 و 3).

8. انسان از وجداني اخلاقي برخوردار است و به حكم الهامي فطري، زشت و زيبا را درك مي كند (آيات 8-9 سوره شمس).

9. با ياد خدا آرام مي گيرد. خواسته هاي انسان بي نهايت است مگر اينكه به ذات بي حد و نهايت (خدا) بپيوندد. (آيه 28 سوره رعد و 6 سوره اشقاق).

10. نعمت هاي زمين براي انسان آفريده شده است (آيه 29 سوره بقره و 13 سوره جاثیه).

11. خداوند انسان را براي پرستش خويش آورده و او وظيفه دارد كه اطاعت امر خدا را كند (سوره ذاريات آيه 56)

12. انسان در راه پرستش خدا خود را مي يابد و اگر خداي خويش را فراموش كند خود را فراموش كرده و نمي داند كه كيست، براي چيست، چه بايد بكند و كجا بايد برود؟ (سوره حشر آيه 18)

13. به محض اینكه انسان از دنيا برود و پرده تن كه حجاب چهره اوست دور افكنده شود حقايق زيادي كه امروزه بر او پوشيده و نهان بوده است آشكار مي شود (سوره ق، آيه 22).

14. انسان تنها براي ماديات كار نمي كند، او احيانا اهداف و آرمان هاي بس عالي دارد و براي آنها جنب و جوش مي كند و ممكن است كه از حركت و تلاش خود جز رضاي آفريننده مطلوبي ديگر نداشته باشد (آيه 28 سوره فجر و73 سوره توبه).

بنابر مطالب فوق، انسان از نظر قرآن، موجودي است كه از طرف خداوند برگزيده شده و خليفه الله است: نیمی از وجودش ملكوتي و نيمه ديگر مادي است، داراي فطرتي خدا آشنا، آزاد و مستقل می باشد، ضمن اینکه امانتدار خدا و مسئول خويش و جهان است و مسلط بر زمين و آسمان؛ از نيستي و هيچ به قوت وكمال مي رسد و بالا مي رود اما فقط با ياد خدا آرام مي گيرد. حق بهره گيري مشروع از نعمت هاي خدا را دارد ولي در برابر خداوند وظيفه دار است.

ضد ارزش ها

علاوه بر مطالبي كه بیان شد، در عين حال، برای انسان در قرآن بزرگترين نكوهش ها عنوان شده است. برای مثال، از او با عناوین زیر یاد شده است:

1. ستمگر و بسیار نادان (سوره احزاب، آیه 72)

2. ناسپاس نسبت به پروردگار (سوره حج، آیه 66)

3. طغیانگری در حالت استغناء (سوره علق، آیه 6 و7)

4. عجول و شتابگر (سوره اسراء، آیه 11)

5. تنگ چشم و ممسك (سوره اسراء، آیه 100)

6. مجادله گرترين مخلوق (سوره کهف، آیه 54)

7. حريص (سوره معارج، آیه 19)

8. اگر بدی به او رسد جزع كننده است و اگر نعمت به او رسد بخل كننده است (سوره معارج، آیه 20 و 21).

9. هرگاه به سختی افتد، خداوند را در همه حال می خواند و همین که گرفتاریش برطرف شده، نافرمانی پیشه می کند (سوره یونس، آیه 12).

زشت يا زيبا

حال، این سؤال مطرح می شود که آيا از نظر قرآن انسان يك موجود زشت و زيباست يا اينكه موجودي دو سرشتي است؟ نیمی از سرشت وی نور و نیمی از سرشتش ظلمت؟ چگونه است که خداوند متعال هم او را تا منتهی درجه از یکسو مدح و از سوی دیگر مذمت می کند؟

از دیدگاه متفکر شهید استاد مطهری، حقيقت اين است كه اين مدح و ذم از آن نيست كه انسان موجودي دو سرشتي است. درحقیقت، از نظر قرآن، انسان همه كمالات را دارد و خودِ اوست كه بايد سازنده و معمار خويشتن باشد. شرط اصلي رسيدن به كمال ايمان است. در صورتي كه ايمان باشد علم از صورت يك ابزار ناروا به صورت يك ابزار مفيد در مي آيد. پس انسان حقيقي كه خليفه الله است و همه چيز براي اوست، انسان با ايمان است (سوره عصر). انسان بدون ايمان كاستي و نقص دارد چنين انساني حريص و خونريز، بخيل وكافر است و نيز بعبارتی حتی از حيوان نیز پست تر می گردد (سوره اعراف، آیه 179).

"براساس معاني آيات شریفه قرآن، اینگونه برمی آید که انسان فاقد ايمان و جدا از خدا، انسان واقعي نيست."

در ادامه نشست، به بحث و تبادل نظر در رابطه با ویژگی های فوق پرداخته شد و در پایان، همان طور که بیان شده بود، سؤالات جلسه قبل نیز مطرح گردیدند، که با توجه به محدودیت زمانی، تنها به یکی از سوالات جواب داده شد:

سوال: منظور خداوند متعال از آیه 62 سوره بقره "ان الذین امنوا والذین هادوا والنصاری و الصابئین من امن بالله والیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم و لا هم یحزنون" (ترجمه: بدرستی کسانی که مؤمنند و کسانیکه یهودی و نصرانی و صابئی هستند، هر کدام که به خدا و دنیای دیگر معتقد باشند و کارهای شایسته کنند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه بیمی دارند و نه غمگین شوند) چیست؟

شأن نزول: برخي از مفسران حكايت كرده اند كه در صدر اسلام پرسشي براي برخي از مسلمانان مطرح شد كه: اگر تنها اسلام راه حق و نجات است پس تكليف نياكان ما چه مي شود؟ آيا آنان به خاطر عدم حضور در زمان پيامبر اسلام (ص) و ايمان نياوردن به او مجازات مي شوند؟ آيه فوق بدين مناسبت نازل شد و اعلام كرد كه هر كس در عصر خويش به پيامبر خويش و كتاب آسماني او ايمان آورده و عمل شايسته انجام داده است اهل نجات است و نگراني ندارد، پس يهوديان و مسيحيان مؤمن و شايسته كردار كه قبل از ظهور پيامبر اسلام زندگي كرده و مرده اند اهل نجات هستند.

نكات و اشارات:

مشابه آيه فوق در سوره بقره /112 و مائده /69 و حج /17 آمده است، و اين آيات پاسخي است به كساني كه راه نجات را در پناه نژاد و مليت خاص مي جويند. همانطور كه يهوديان دين و نژاد خود را از ديگران بهتر دانسته و بهشت را مخصوص خود مي دانستند، ولي قرآن به آنان پاسخ مي دهد كه راه نجات منحصر در "ايمان و عمل شايسته" است. بنابراین، تنها نام مسلمان، يهودي و مسيحي (نصاري) بر خود نهادن موجب سعادت و نجات نمي شود.

مفسران قرآن چند تفسير عمده براي آيه فوق ارائه كرده اند:

مقصود آيه ايمان و اعمال شايسته پيروان اديان الهي قبل از اسلام است كه از دنيا رفته اند و موجب نجات آنان خواهد شد همانطور كه در شأن نزول بدان اشاره شد.

مقصود آيه، ايمان و اعمال شايسته يهوديان و مسيحيان و صائبان در زمان حاضر است، اما منظور ايمان به اسلام و عمل صالح بر طبق دستورات قرآن است. يعني اگر آنان محتواي كتاب هاي خويش و بشارت هاي پيامبرانشان در مورد پيامبر اسلام پيروي كنند مسلمان مي شوند و ايمان و عمل صالح آنها پذيرفته خواهد شد.

"البته مانعي ندارد كه هر دو معنا مقصود آيه باشد".

ممكن است از آيه فوق استفاده شود كه افرادي همچون اديسون كه پيرو اديان ديگر هستند ولي آگاهي كافي از اسلام ندارند (جاهل قاصرند) و به بشريت خدمت كرده اند پاداش مناسب عمل خويش را دريافت مي كنند، و يا حداقل از عذاب كفر آنان كاسته مي شود.

آيا اين آيه و آيات مشابه آن، بدان معناست كه در عصر حاضر نيز همه پيروان اديان الهي اهل نجات هستند و تكثر گرائي و پلوراليسم صحيح است؟

پاسخ منفي است، چراكه آيات قرآن همديگر را تفسير مي كند و در آيات ديگر وعده عذاب به غير مسلمانان داده شده است. پس اديان ديگر منسوخ شده و پيروان آنها وظيفه دارند تا در مورد حقانيت اسلام تحقيق كنند تا مسلمان شوند. همان طور که بیان شد، از اين آيه نكته بسيار مهمي برداشت مي شود و آن اينكه

"ايمان ظاهري چه از مسلمانان، چه يهوديان و چه نصاري و مانند آن بي ارزش است. تنها ايمان واقعي و خالص به خداوند و روز واپسين كه همراه با عمل و كار نيك باشد ارزشمند است."

سوال احتمالی دیگر این است که:

بنابر با اين آيه، لازم نيست يهود و نصاري و پيروان اديان ديگر امروز مسلمان شوند و همين كه به خداوند و آخرت ايمان بياورند و اعمال نيك انجام دهند ماجور هستند. آيا اين گفته با آيه ديگر قرآن مي سازد كه مي فرمايد :"و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه" (كسي كه ديني غير از اسلام را انتخاب كند مورد قبول واقع نخواهد شد)؟

پاسخ:

هيچ گونه منافاتي در اين دو آيه نيست، زيرا اگر يهود و نصاري هم براستي به خدا و قيامت ايمان داشته باشند و ظاهرسازي نكنند مي بايست طبق تورات و انجيل و ساير كتب آسماني به پيامبر اسلام نيز ايمان بياورند. زيرا تورات و انجيل بشارت به آمدن پيامبر اسلام داده اند و صفات او را ذكر نموده اند بطوري كه با آن نشانه ها پيغمبر را چون فرزندان خويش مي شناختند. اين گفته را صدر آيه 68 سوره مائده تقويت مي كند، آنجا كه مي خوانيم: "قل يا اهل الكتاب لستم علي شيء حتي تقيموا التورات و الانجيل و ما انزل اليكم من ربكم ..." "ترجمه: برپاداشتن تورات و انجيل آن است كه به حقايق آن عمل كنند كه از جمله آن ايمان آوردن به پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله است كه بشارت او در عهدين آمده است". بنابراين، آنها اگر واقعا به خدا و آخرت ايمان آورند مي بايست به اسلام نيز مومن گردند و روي اين جهت ماجور خواهند بود.

تفسیر المیزان - خلاصه

صابئین، قومی هستند که اقرار به خدا و روز قیامت و بعضی از انبیاء دارند ولی معتقد به تأثیر بعضی ستاره ها در خیر و شر هستند و مراد از (الذین آمنوا) کسانی هستند که ظاهرا ایمان دارند و مؤمن نامیده می شوند اما صرف نامیده شدن به این اسامی (مؤمن ، یهودی ،نصاری ، صابئی) در نزد خدا موجب پاداش یا ایمنی از عذاب نمی شود و همانا ملاک امر و سبب کرامت و سعادت، حقیقت ایمان به خدا و روز قیامت و همچنین عمل شایسته می باشد، پس سعادت و کرامت دائر بر مدار عبودیت است، و رستگاری به باطن و حقیقت است نه به ظاهر، پس کسانی که بت نپرستیده اند، نظام و احکام الهی را تغییر نداده اند، مسیح را پسر خدا ندانسته اند و تنها خدا را عبادت کرده اند برای آنها اجر و پاداش اخروی می باشد.

اگر خدا بخواهد ادامه دارد...

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";}

برچسب: نویسنده: dokhtar تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 14:53

صفحه بندی